روميلا تاپار ( مترجم : همايون صنعتى زاده )
34
تاريخ هند ( فارسى )
پايين آمدن از پلكان كتابخانهء شخصى خود در دهلى ، پايش لغزيد و سقوط كرد و درگذشت . در اين زمان وضع مغولان همانند موقعيت بابر در سى سال پيش ، هنگام فتح اگرا ، متزلزل بود . چند نيروى مخالف آنان در عرصه فعال بود . فرمانده يكى از اينها همو « 1 » از فرماندهان با كفايت هندوان بود . خاندان مغولان نيز متّحد و يكپارچه نبودند . به علّت سابقهء اقامت در هند نجباى مغولى صاحب ارتباط با اين و آن شده بودند . هنوز همايون در هند مستقر نشده بود كه اطلاع پيدا كرد ، يكى از اطرافيان نزديكش ، با دشمنان او ارتباط دارد . پس مجبور به اقدام عليه او شد . مبارزه ميان بيگانگان و مردم محل نبود . اصلا رنگ ملى نداشت . در اصل رقابت ميان گروههاى مختلف نجبا كه بعضا به علتهاى فاميلى و نژادى با يكديگر درگيرى داشتند بود . آنهايى كه روبروى يكديگر صف مىكشيدند مسلمان بودند با روكش فرهنگ ايرانى امّا جملگى خودخواهىها و جاهطلبىهاى همانند داشتند . عامل جاهطلبى شخصى به مراتب از دو عامل ديگر ؛ اسلام و فرهنگ ايرانى ، نيرومندتر بود و به همين دليل هر لحظه ممكن بود هر يك از نجبا موضع خود را تغيير داده و به صف مخالف بپيوندد . ديديم همايون تنها مىتوانست به خويشاوندان نزديك خود تكيه كند . از اينها گذشته تعدادى انگشتشمار افرادى كه سرنوشت خود را در گرو اقبال او گذاشته بودند مىتوانستند مورد اطمينان او باشند . با اين مقدمات ميدان به گونهاى بىسابقه باز بود براى كسى كه بتواند قابليت و استعداد خود را در رهبرى و مديريت به منصهء ظهور برساند . از قضاى روزگار در اين لحظهء حساس و سرنوشتساز در اردوى مغولان پيشوايى توانا پيدا شد و تاريخ هندوستان را صاحب دورهء مغولان كرد . از اين ديدگاه بابر را مىتوان بنيانگذار سلسلهء مغولان هند دانست كه نخستين بار به هند پاگذاشت و با كاميابىهايش باعث الهام جانشينان خود شد . اهميت
--> ( 1 ) . Hemu